دلتنگ مشهد...

انگور می دهند که قربانی ات کنند

لازم نکرده دعوت مهمانی ات کنند



صدها رواق در جگرت زهر باز کرد

می خواستند آینه بندانی ات کنند



هر شب تو بر غریبی خود گریه می کنی

مردم اگر چه سجدهی سلطانی ات کنند



تو نو به نو برای خودت گریه می کنی

در صحن کهنه گرچه چراغانی ات کنند



وقتی خدا غریبی ما را نگاه کرد

فرمود تا حسین خراسانی ات کنند

/ 1 نظر / 95 بازدید
میم

:گریه کاشکی بیدار می شدم ...