تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٩ | ٦:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

استاد پای تخته. نوشت:
در پرونده گناهتان تجدید نظر کنید...

خدا متهم نیست
"ان الله لیس بظلام للعبید"

و این شروع بحث یک ساعت و نیم کلاس تفسیر قرآن آن روز ما شد،

استاد در تفسیر و توضیح این عبارت آنقدر شیوا و شیرین سخن میگفت که من تمام مدت مات و مبهوت کلامش شده بودم،




اصلا تاحالا هیچ کدام از این آیاتی را که میخواند از این زاویه نگاه نکرده بودم،

ته ته قلبم هیجان زده شده بودم و ذوق میکردم از این که ظاهرا این کلاس و این درس به اجبار هم که شده بهانه ای خواهد بود برای حل معماهای ذهنم.



میگفت این سخن برگرفته از خود قرآن است که در زندگی انسان لحظه خنثی وجود ندارد، و ما آدم ها در تمام طول روز به طور مرتب در حال دریافت نور و ظلمت هستیم و این دریافت صرفا بسته به نوع اعمال ما نیست بلکه کوچکترین و گذرا ترین افکار ذهنیمان هم نور و ظلمت را دریافت میکنند.


استاد با استناد به روایت یکی از معصومین(ع) گفت که همه ی ما بر گردن یکدیگر حق داریم؛

ولو به اندازه ثانیه ای که در خیابانی شلوغ از کنار یکدیگر عبور میکنیم

و این دریافت ها و تفکرات کوچک ذهنی انسان است که شخصیت و من وجود انسان را شکل میدهد و با این اوصاف در ثانیه ثانیه ی زندگی باید حواسمان نه تنها به رفتارمان بلکه به جنس افکارمان هم باشد.




میگفت وقتی صبح زود از خانه بیرون می آیی و مغازه داری را در حال باز کردن درب مغازه اش میبینی به جای او بسم الله بگو و از صمیم قلب برای برکت و روزی حلال آن روزش دعا کن


وقتی میبینی راننده ای در خیابان به بدترین نحو و خطرناک ترین شکل در حال رانندگی است به جای حواله ی فحش و ناسزا با تمام وجودت برای سلامتی اش دعا کن


حتی از کنار اعلامیه های ترحیم روی در و دیوار هم بی تفاوت نگذر، برای شادی روحشان صلواتی بفرست و هزاران هزار مثال دیگر


یکی از تفاسیر آیه ی فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره همین است تمام ذهن و فکرت را لبریز کن از خیر خواهی و دریافت نور، می دانی که در قیامت همین انرژی وجودی آدم هاست که بهشت و‌ دوزخشان را میسازد؛ همین افکار و اعمال ساده.

و من برخود نهیب می زدم که چقدر شگفت آور است

که رفتار ما انسان ها خدا را به دفاع از خود وا دارد این که بیاید و صریحا به ما بگوید آخر چرا فکر کرده ای من باید به تو ظلم کنم،

من رحمن و رحیم بودنم را اول هر سوره به تو یادآوری میکنم و تو من را ظالم در حق خود میپنداری؟

به جای متهم کردن من باید بنشینی و خودت را مرور کنی



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/۱٢ | ٢:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

امروز که میخواستم مطلب ارسال کنم دعوتنامه شرکت در جشنواره هوای پاک رو دیدم ...

 

 

مهربان پرودگارا  سالهاست در حسرت یک روز هوای پاک هستیم

هوای پاکی که بدون هیچ آلودگی نفس بکشیم

 

خدایا این روزها هوای شهرهایمان خیلی آلوده شده

نفس میگیرد در  این  هوای آلوده

 

خدایا نگذار عادت کنیم به این هوای آلوده

روزی که نفس بکشیم در هوای پاک

روزی که عامل باشیم برای پاک بودن هوا

عامل باشیم به گناه نکردن 

عامل باشیم به آیه   وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ

اما خدا این روزها هوای شهرهایمان خیلی آلوده شده

خدایا فصل ها میگذرد اما فصل گناه ها تکرار میشود

رحمی کن بر ما

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱ | ٩:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

پائیز مومن

یعنی برگ ریزان گناه

فرقی ندارد؛

کدام ماه های سال...



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱٦ | ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

فرمود :

بر گناهان صغیـــره اصـرار مَـکنید,

کِ تبدیل به گناه کبیــره میشود...


شاید

بد فهمیدیم
کج فهمیدیم
و یا برعکس فهمیدیم


آنگونه که گناه کبیره برایمان در حکم گناه صغیره شد  ...

حتی

بدتر



گاهاً گناهی  ندانستیم...( قبح گناه  در نظرمان از بین رفت )



یک بار دیگر مرور کنیم اقسام گناه کبیره را



ادامه مطلب