تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٤ | ٤:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

بیابانی سوزان

نبرد با رزم جامه هایی سنگین و داغ

نبردی نا برابر



شمارِ یاران ، کم

در برابر سپاهی عظیم



رقص شمشیرها

پرتاب نیزه ها و تیرها

افتادن دست ها

تهی شدن مشک ها

بریدن سر ها

شکافتن فرق ها

بدن های ارباً اربا

و حنجر بریده از قفا



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱۳ | ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

نوبتی هم که باشد اینک نوبت ماست ...

 

که عاشورایی بسازیم و غوغایی در عالم که نه د خود براندازیم .

بیا عَلَمِ باشیم در دشت پربلایی که علمدارش عَلَم نداشت .....

 

خوب که بنگری میبینی .عَلَم ما چادر سیاه بانوست ...

 

.به پا که میکنیش همه برمیخیزند گاهی به اعتراض و گاهی به پاسداشت .

چادرت را بالا نگه دار ..

 

بگذار رد این علم تا همیشه بر زمین به یادگار بماند ..

شاید روزی از کنار همین رد که گذشتند به یاد آورند که عَلَم هیچ گاه نیافتاده ست و. فقط سبکش زینبی شده است ...

حالا تو علمداری خواهرم ......

مبادا عَلَمَت سست شود .که یاغیان زیادند .

مبادا عَلَمت بیافتد ،که چشمان یزید وار هوسباز دریده زیادند

علمت را به چا دار و پاس بدار ..

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱۱ | ٤:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

خواستم درباره ی حیرانی و سرگردانی مان در روز عاشورا بنویسم

خواستم درباره ی اندوه و سنگینی این داغ درسینه ها یمان بنویسم

 

خواستم درباره ی عظمت صبر عمه سادات بنویسم خواستم درباره ی بی قراری و دلشوره اهل حرم بنویسم خواستم ..



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٠ | ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

زینب جان عمه سادات شرمنده ام .....

شرمنده ام که از کربلا گریه و اشک وآه را فهمیدیم

شرمنده ام که تا به امروز فقط درد تو را بی حسین شدن خواندیم

شرمنده ام که حتی نفهمیدیم در آن بحبوحه جنگ چادرت را بر زمین نگذاشتی

اما ما اسم محب اهل بیت بر خود گذاشتیم و پشت دسته های عزاداری همانند کارناوال

عروسی وارد شدیم فقط تفاوتش در این بود که همه مشکی پوش شدیم

عمه جان شرمنده ام که مهمترین پیام عاشورا را فقط بی آبی خواندیم

عمه جان شرمنده ام که یادمان رفته پیام عاشورا نماز بوده

یادمان رفته که حسین (ع) برادرت بخاطر امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده

یادمان رفته حفظ حجاب پیغام عاشورا بوده که شما در میدان جنگ و کاخ یزید حجابتان را حفظ کردید

اما ما چه کردیم

فقط بر بی آبی شما گریستیم

از عاشورا فقط به لباس سیاه بسنده کردیم

یادمان رفت حجاب را باید پاس داشت

عمه جان شرمنده که حیا در دختران و پسرانمان کم شده

عمه جان شرمنده که بخاطر لبخند یک مخلوق خدا

بی حیائی را به جان خریدیم

عمه جان کسی دنیای مجازی را محضر خدا نمیداند

عمه جان در اینجا بخاطر چند لایک عده ای عفت را زیر پا گذاشته اند

عمه جان شرمنده که ما با کارهایمان دل مولایمان را میشکنیم

راستی عمه جان کآش خودتان دوباره میگفتید پیآم عاشورا چه بود؟

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٤ | ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

کل ارض کربلا...

اما نفسمان...

در نفس ما هم کربلائیست که در کربلای درونمان با سپاه عظیمی از یزیدیان روبروئیم...

که با تیر و سنان و دشنه مارا هدف گرفته اند... ...

مغلوب میشویم و گناه میکنیم،

هرگاه که در درونمان از گستره ولایت الهی اهل بیت خارج می شویم

و ریسمان الهی را رها می کنیم

و سلطه ی حکومت طاغوتی ارباب شیاطین را به هوا و هوس و چه چه می خریم...

آنگاه

گناه می کنیم .

چه سخت است روزی بگویند: عمری در درونتان مقابل سپاه حسین شمشیر کشیده اید...

به قیمت لذت گناه!!!

دیگر به چه ادعا میکنید؟؟؟

__________________

هر روز یک گناه کمتر ...تا یک قدم به اربابمان نزدیکتر

السلام علیک یا ایها الاربابــــ

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٤ | ۱:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

 

ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ "ﻋﻠــﻲ(ﻉ)" ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ

◀ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ▶

ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ؛

 

ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ "ﺣﺴﻴـــﻦ(ﻉ)" ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ

◀ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ▶

ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ؛

 

ﻭﺍﻱ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﻣﻬـــﺪﻱ(عج) ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ،

◀◀ﻟﻌﻨﺘﻤﺎﻥ میکنند▶▶

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢ | ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

یک سال "مروان بن حکم" که از طرف معاویه حاکم مدینه بود، به وى نوشت:
"عمرو بن عثمان گزارش کرده است که، گروهى از رجال و شخصیتهاى عراق و حجاز نزد حسین بن على (ع) رفت و آمد مى‏کنند» و اظهار کرده است که،

«اطمینان ندارد حسین قیام نکند."

مروان در نامه خود اضافه مى‏ کرد که:
"من در این باره تحقیق کرده ‏ام، طبق اطلاعات رسیده او فعلا قصد قیام و مخالفت ندارد، ولى اطمینان ندارم که در آینده نیز چنین باشد، اینک نظر خود را در این باره بنویسید".

معاویه، پس از دریافت این گزارش، علاوه بر پاسخ نامه مروان، نامه ‏اى نیز به این مضمون به حسین بن على(ع) نوشت:

«گزارش پاره ‏اى از کارهاى تو به من رسیده است که اگر صحت داشته باشد من آنها را شایسته تو نمى‏ دانم.
سوگند به خدا هر کس پیمان و معاهده ‏اى ببندد، باید به آن وفادار باشد و اگر این گزارش صحت نداشته باشد، تو سزاوارترین شخص براى چنین وضعى هستى. اینک مواظب خود باش و به عهد و پیمان خود وفا کن.

اگر با من مخالفت کنى با مخالفت روبرو مى‏شوى و اگر بدى کنى بدى مى‏بینى، از ایجاد اختلاف میان امت بپرهیز...»

 امام حسین (ع) در پاسخ او چنین نوشت:



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢ | ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

حسینی بشوید نه هیئتی!

زیرا اگر گرم هیئت بشوید

حسینتان را آنگونه که خود دوست دارید و باب میلتان
است میسازید

و هرکس با میل شمامخالف باشد میگویید

باحسین(ع) مخالف است

ولی اگر حسینی باشید هیئت و رفتارتان را برمبنای حسین میسازید!

هیئتی شدن کاری ندارد

کافیست ریش بگذارید و با پیراهن مشکی ازاین هیئت به آن هیئت بروید!

  حسینی شدن است که مشکل است.

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٤ | ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

کم کم خیابونا حال و هوای محرم به خودشون میگیرن

 

با زیارت عاشورا بریم پیشواز محرم

 





تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٢ | ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

ایـن خـبر رآ برسـآنید به کنعآنے ها ‌...

 

بوے پیرآهن خونین کسے مے آیـــد!.

 




ادامه مطلب