تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٩ | ٦:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل



م‍ــیفرمود:

ملائک قبـل ازاذان صبح ،

 بـنده هاى خـدا رو به بـهانه هـاى مخـتلف از خـواب بیـدار میکـنن

-تشنگى و...-

 که تـو اون لح‍ـ‍ـظات با خدا حـرف بزنن و نمـاز بخـوونن...

تاکید می‍ـکردند که نخوابیــد بلند بشـید یه وضوء بگیرید ‌
و اگه حـاله یازده رکعـت نمازشب رو نـدارید ،



دو رکعـت نماز بخونی‍ـد بعد بخــوابید

 یا اگه حـال اونـم نداریـد رو به قبله بشیـنید استغفار کنیـد

 که ارزش استغفـار سحــرها بالاست ...

و قرآن هم تاکـید فراوان داشتـه،

یا باز هم اگه حَـاله وضـوء و نمـاز ندارید ،

 تو همـون حال یعنــى تو رختـخواب استــغفار کنید ‌
و به ملائــک سلام کنید و بعـد بخوابید...

و میفــرمود :

هر کســى به جایى رسـید از برکات همیـن لحظات بوده غافل نشوید!


و بعد این شــعر را زمــزمه میفرمود:


"کم ز خروسى مَباش مُشت پَرى بیش نیست

از سر شب تا سحر ذکر خدا میکند" ‌

 

مطمئن نیستم ولی  از مرحوم مجتهدی تهرانی



تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٩ | ٦:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

استاد پای تخته. نوشت:
در پرونده گناهتان تجدید نظر کنید...

خدا متهم نیست
"ان الله لیس بظلام للعبید"

و این شروع بحث یک ساعت و نیم کلاس تفسیر قرآن آن روز ما شد،

استاد در تفسیر و توضیح این عبارت آنقدر شیوا و شیرین سخن میگفت که من تمام مدت مات و مبهوت کلامش شده بودم،




اصلا تاحالا هیچ کدام از این آیاتی را که میخواند از این زاویه نگاه نکرده بودم،

ته ته قلبم هیجان زده شده بودم و ذوق میکردم از این که ظاهرا این کلاس و این درس به اجبار هم که شده بهانه ای خواهد بود برای حل معماهای ذهنم.



میگفت این سخن برگرفته از خود قرآن است که در زندگی انسان لحظه خنثی وجود ندارد، و ما آدم ها در تمام طول روز به طور مرتب در حال دریافت نور و ظلمت هستیم و این دریافت صرفا بسته به نوع اعمال ما نیست بلکه کوچکترین و گذرا ترین افکار ذهنیمان هم نور و ظلمت را دریافت میکنند.


استاد با استناد به روایت یکی از معصومین(ع) گفت که همه ی ما بر گردن یکدیگر حق داریم؛

ولو به اندازه ثانیه ای که در خیابانی شلوغ از کنار یکدیگر عبور میکنیم

و این دریافت ها و تفکرات کوچک ذهنی انسان است که شخصیت و من وجود انسان را شکل میدهد و با این اوصاف در ثانیه ثانیه ی زندگی باید حواسمان نه تنها به رفتارمان بلکه به جنس افکارمان هم باشد.




میگفت وقتی صبح زود از خانه بیرون می آیی و مغازه داری را در حال باز کردن درب مغازه اش میبینی به جای او بسم الله بگو و از صمیم قلب برای برکت و روزی حلال آن روزش دعا کن


وقتی میبینی راننده ای در خیابان به بدترین نحو و خطرناک ترین شکل در حال رانندگی است به جای حواله ی فحش و ناسزا با تمام وجودت برای سلامتی اش دعا کن


حتی از کنار اعلامیه های ترحیم روی در و دیوار هم بی تفاوت نگذر، برای شادی روحشان صلواتی بفرست و هزاران هزار مثال دیگر


یکی از تفاسیر آیه ی فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره همین است تمام ذهن و فکرت را لبریز کن از خیر خواهی و دریافت نور، می دانی که در قیامت همین انرژی وجودی آدم هاست که بهشت و‌ دوزخشان را میسازد؛ همین افکار و اعمال ساده.

و من برخود نهیب می زدم که چقدر شگفت آور است

که رفتار ما انسان ها خدا را به دفاع از خود وا دارد این که بیاید و صریحا به ما بگوید آخر چرا فکر کرده ای من باید به تو ظلم کنم،

من رحمن و رحیم بودنم را اول هر سوره به تو یادآوری میکنم و تو من را ظالم در حق خود میپنداری؟

به جای متهم کردن من باید بنشینی و خودت را مرور کنی



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱۳ | ۱:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

ما صیدیم و خدا و خوبان خدا صیاد اند.

صید نمی تواند عقب صیاد برود، صیاد باید او را صید کند.

اول خدا و اولیائش با یک تیر نگاه و یک جلوه ی جمالشان ما را شکار می کنند؛

بعد ما را که صید شدیم رها می کنند و ما هم که شیرینی ان تیر را چشیده ایم؛

به دنبال صیاد می دویم.



تاريخ : ۱۳٩۳/۱۱/٢٥ | ٤:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

خداوندا روزت مبارک...


روز عشق را فقط به تو می توان تبریک گفت...


تو که عشقت آسمانیست...


و ثمره ی عشقت آرامش است...


تو که رنگ و بوی عشقت فرق میکند...


تو عشقت خالص و ناب است...


تو بی حساب میدهی...


بی دلیل توبه میپذیری..


بی توقع برکت میدهی...


و بی منت یاری میکنی ..

.
واقعا که تنها تو سزاوار کلمه ی عاشق هستی...


عشقی که خالصانه به بنده ات تقدیم میکنی...


دوست داشتنهای ما بوی نیاز میدهد...


عشقمان از روی هوس است تا محبت...


دوست داشتنمان برای دل خودمان است...


و توقع،زیربنای عشقمان است...


خدای عاشق روزت مبارک...

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٥ | ٢:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

آیت الله مجتهدی تهرانی

خداوند تبارک و تعالی فرمود:

اگر بنده بداند من خدای او هستم و هرچه صلاح اوست به او می دهم، در دلش از من ناراضی نمی شود. در حدیث است که


"انتم کالمرضی و ربّ العالمین کالطبیب."
ما همه مانند مریض هستیم و خدا مانند طبیب.


ساعت 10 صبح دکتر به همراه مامور آشپز خانه وارد اتاق بیماران می شود.

ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گوید:

"به این چلو کباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، به او سوپ بدهید، به این شیر بدهید، به او کته ی بی نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان و کباب."

مریض ها همه یک جور به دکتر نگاه می کنند. حتی به کسی هم که می گوید غذا ندهید، او می فهمد که امروز عمل جراحی دارد و نباید غذا بخورد، چون می فهمد و می شناسد که دکتر خیرش را می خواهد، اعتراض نمی کند.


حالا اگر بلند شود و بگوید که چرا به آن مریض چلوکباب بدهند و به من ندهند، دکتر می فهمد که این شخص روانی است.


ما هم اگر به خدا بگوییم خدایا، چرا به فلانی خانه ی دوهزار متری دادی و به من ندادی،ما هم قضا و قدر الهی را نشناختیم و نفهمیدیم، باید بفهمیم. همان طور که مریض می فهمد و به دکتر اعتراض نمی کند، ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هرچه به ما می دهد راضی باشیم.



 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٧ | ۳:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

اگر خدا بهت گفت که لیاقت  فلان نعمت را نداری؛

بگو :

مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!

کدام نعمت تو را من لیاقت داشته ام که این یکی را داشته باشم؟!

مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟!



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/۱٠ | ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

بین تمامِ صفات خداوند

تا کنون ؛
یا ستارالعیوب ش به کارم می آمد ...
اکنون ؛


یا ا له ا لعاصین ش ...

شاید هم فردا محتاج یا قهار ش ...

یک عمر توبه شکسته‌ام ...

حال باید خودم را بشکنم ...



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢۳ | ٧:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

 

دستگاه خداوند از دستگاه حضرت یوسـف(ع)کمتر نیســت .

یکی از هم زندانی های یوسف خوابی را جعل کرد و تعبیرش را از یوسف پرسید.

وقتی یوسف تعبیر کرد آن زندانی گفت دروغ گفتم

و خواب را از خودم ساخته بودم!

یوسف(ع) گفت :

قضی الامر.

یعنی کار از کار گذشــــت و آن چه گفتم واقع خواهد شــد.


ما هم چند بار دروغی به خــــدا گفتیم دوستـت داریم.

بعد که ابتلائات و تبعات دوستی ظاهر شد

گفتیم خدایــا دروغ گفتیم

 

.خداوند فرمود: قضی الامر.

 

یعنی کار از کار گذشـت و به جمع دوستان ما ملحق شدی.



خدایـــــــــــا دوســـــتت دارم به همین سادگی...



مرحوم حاج اسماعیل دولابی

_______________

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱۸ | ٦:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

فاصله من تا خدا فقط یک قدم

 

قدمی به ازای  پا روی من

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱٢ | ٤:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

نمی پسندد!!!

 

  خدا

 

هر آنچه را که هوای نَفس می پسندد

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱٠ | ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

می خوانمت با زبانی لال شده از فرط گناه

 


الهی...بک عرفتک...تو را با تو شناختم و برایت می خوانم....

 

می خوانم توئی را که هر وقت می خوانمت اجابتم می کنی

 

و چه بسیار لحظه هایی که خواندی مرا و کاهلی کردم...

 


 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٤/٢٦ | ٥:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

 

نقاش فقیر



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/۱۸ | ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

  مشترک گرامی

     شما برنده طرح بی نهایت "همراه اول" شده اید!
     تماس شما در هر ساعتی از شبانه روز
     با "اولین همراه" رایگان است ...


منبع : sahab :.


تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٢٩ | ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

نعمتت بار خدایا ز عدد بیرونست

شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار

این همه پرده که بر کردهٔ ما می‌پوشی

گر به تقصیر بگیری نگذاری دیار

ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟

تاب قهر تو نیاریم خدایا زنهار

فعلهایی که ز ما دیدی و نپسندیدی

به خداوندی خود پرده بپوش ای ستار

سعدیا راست روان گوی سعادت بردند

راستی کن که به منزل نرود کجرفتار

حبذا عمر گرانمایه که در لغو برفت

یارب از هر چه خطا رفت هزار استغفار

 

 

درد پنهان به تو گویم که خداوند منی

 

یا نگویم که تو خود مطلعی بر اسرار

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۱٩ | ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

از بار گنه شد تن مسکینم پست . . .


یا رب چه شود اگر مرا گیری دست . . .


گر در عملم آنچه ترا شاید نیست . . .


اندر کرمت آنچه مرا باید هست

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۱٦ | ۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

 

 
سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را
رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام

( ضحی 1-2)

 افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش
پایت بگذارم او را به سخره گرفتی.


 (یس 30) 

 و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی.

(انعام 4)



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٩ | ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

گذر زمان ثانیه به ثانیه اس

 

اما یهو چشم وا میکنی و میبینی همین ثانیه ها تبدیل شدن سال

 

و این سال ها میگذرن که میبینی کم کم دهه ها رو رد میکنی

 

اینا مهم نیس

 

مهم اینه که  یهو میبینی کِ میگن تموم شد

 

تازه اون موقع به خودت میای که تو هنوز کوله بارت رو پر نکردی

 

و بدتر از اون تازه میفهمی که کوله باری که داری پر از آتیشه

 

حق الله

 

حق النــاس

 

حق الله که میدونی چیه

 

میدونی کجا کم کاری کردی

اما حق الناس

مواظب خودمون  باشیــــم

 

یه فیلمی نشون داد که یهو حالم گرفته شد اون فرد سعادت اینو داشت که برگرده

و جبران کنه اما خیلیا همچین فرصتی پیدا نمیکنه

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۸ | ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

یادمان باشد

خلق نشدیم برای زندگی

بلکه خلق شده ایم برای بندگی...

و ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون

ذاریات،56

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۸ | ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

حضرت آیت‌الله بهجت(ره):

 

تصمیم داشته باشید اگر خداوند صد سال عمر هم به شما داد،

حتی یک گناه نکنید،

همچنان که اگر صد سال عمر کنید حاضر نخواهید شد

 

یک بار، یک ته‌ استکان زهر بنوشید



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٧ | ٩:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرموده است:

 

در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد،

 

چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!

 




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٧ | ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

بعضی شکـستـنیهـــــا باید بشـــــکـنـنـد

 

اگر نشــکند که نمیشود

 

بعضی ها از شکستنیها با شکستن مـعنا پیدا میـکـند

 

قـیمـتـی تـــــر مـیـشـــود

 

مثل

 

دل

 

مثل بغض

 

مهمان دل شکـسته خــداست

 

انا عند المنکسره قلوبهم

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۱ | ۸:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

این دو یادم باشد!

 

تا "تو" نخواهی نمی شود ...

 

من ذاالذی یشفع عنده الا باذنه ... (بقره 255)

 

و اگر "تو" خواستی حتما می شود ...

 

انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون ... (82 یس)



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٦ | ۸:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

زیانکارترین مردم کسانی اند که کوشش هاشان در دنیا نابود گشته

در حالی که می پنداشتند مردمی نیکو کارند

در نتیجه اعمالشان تباه گردید و روز قیامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهیم

 

نهاد - این جهنم سزاى آنان است -قسمتی از ایات  سوره کهف

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٦ | ۸:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

و تویی نظاره گر بر اعمال و رفتار ما

 

و من پناه میبرم برتو از سوء رفتارهای خودم

 

پناه میبرم از دست خودم به تو

 

پناه میبرم بر تو از شر شیطان رانده شده

 

پناه میبرم بر تو از شر جن و انس

 

پناه میبرم بر  تو از مــــکر مــردم زمانه