تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢۱ | ٤:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

کاروان می رسد از راه‌،


ولی آه چه دلگیر چه دلتنگ چه بی تاب


دل سنگ شده آب ،

از این ناله‌ی جانکاه زنی مویه کنان ، موی کنان


خسته، پریشان، پریشان و پریشان شکسته ،

 

نشسته‌ ، سر تربت سالار شهیدان

شده مرثیه خوان غم جانان

همان حضرت عطشان


همان کعبه‌ی ایمان همان قاری قرآن ،

 

سر نیزه‌ی خونبار

همان یار ، همان یار ، همان کشته‌ی اعدا.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٠ | ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

زینب جان عمه سادات شرمنده ام .....

شرمنده ام که از کربلا گریه و اشک وآه را فهمیدیم

شرمنده ام که تا به امروز فقط درد تو را بی حسین شدن خواندیم

شرمنده ام که حتی نفهمیدیم در آن بحبوحه جنگ چادرت را بر زمین نگذاشتی

اما ما اسم محب اهل بیت بر خود گذاشتیم و پشت دسته های عزاداری همانند کارناوال

عروسی وارد شدیم فقط تفاوتش در این بود که همه مشکی پوش شدیم

عمه جان شرمنده ام که مهمترین پیام عاشورا را فقط بی آبی خواندیم

عمه جان شرمنده ام که یادمان رفته پیام عاشورا نماز بوده

یادمان رفته که حسین (ع) برادرت بخاطر امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده

یادمان رفته حفظ حجاب پیغام عاشورا بوده که شما در میدان جنگ و کاخ یزید حجابتان را حفظ کردید

اما ما چه کردیم

فقط بر بی آبی شما گریستیم

از عاشورا فقط به لباس سیاه بسنده کردیم

یادمان رفت حجاب را باید پاس داشت

عمه جان شرمنده که حیا در دختران و پسرانمان کم شده

عمه جان شرمنده که بخاطر لبخند یک مخلوق خدا

بی حیائی را به جان خریدیم

عمه جان کسی دنیای مجازی را محضر خدا نمیداند

عمه جان در اینجا بخاطر چند لایک عده ای عفت را زیر پا گذاشته اند

عمه جان شرمنده که ما با کارهایمان دل مولایمان را میشکنیم

راستی عمه جان کآش خودتان دوباره میگفتید پیآم عاشورا چه بود؟