تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢٩ | ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

 

 

سال 93 گذشت

 

اما با خاطره ای خیلی خوب ...

 

باورم نمیشه

شاید خواب بود

 

یه خواب شیرین

 

اما امیدوارم این خواب شیرین دوباره تکرار بشه

امیدوارم دوباره برم و زیر ایوان نجف سلام بدم به امام علی(ع)

تو بین الحرمین مشتاق زیارت هر دو حرم باشم

تو کاظمین اول سلام بدم به باب الحوائج امام موسی کاظم (ع)و بعد به امام جواد(ع)

 

حیف شد که به سامرا نرفتیم

 

بهترین روزهای زندگی امسالم رو گذروندم

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/٢۱ | ٤:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

کاروان می رسد از راه‌،


ولی آه چه دلگیر چه دلتنگ چه بی تاب


دل سنگ شده آب ،

از این ناله‌ی جانکاه زنی مویه کنان ، موی کنان


خسته، پریشان، پریشان و پریشان شکسته ،

 

نشسته‌ ، سر تربت سالار شهیدان

شده مرثیه خوان غم جانان

همان حضرت عطشان


همان کعبه‌ی ایمان همان قاری قرآن ،

 

سر نیزه‌ی خونبار

همان یار ، همان یار ، همان کشته‌ی اعدا.



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱۸ | ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

حسیـــن جـــان بازار عاشقــــی ات خیلـــی داغ است ایـــن روزها ...

به هـــرکس می رســــم بعد از ســـلام این جملـــه را می شنوم :

" الحمــــدلله فردا عـــازم کــــوی حسیـــــن هستم " ...

می بینـــی همـــه از اجر نوکــــریشان مــــی گویند

و با اشتیــــاق از تو سخــــن می گـــــویند

و مـــن در دنیای مجـــازی و غیرمجـــازی دل خـــوش کرده ام

به گفتن جملــــه ای : " التمـــاس دعـــا " ...

شاید از طفیل وجود عاشقانــــت سهمـــی هم باشد برای من ...

اما دیـــگر طاقـــت ندارم، خستــــه شده ام ...

نمـــی شود که همه از دعوت نامـــه ای که برایشان فرستــــاده ای

سخــــن بگویند و سهـــم من فقط حســرت باشد و حســرت ...

آخرِ هر روز سهـــم من فقط شمارش " التمـــاس دعـــا " گفتن هایی ست

که بدرقـــه ی راه عشــاقت کــــرده ام ...

دارم از دســـت مــی روم اربـــاب؛ مــرا دریـــاب ..

اللهـــــم ارزقنــــا کربــــــــــــلا ...

 

 




تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱۳ | ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

هـردفـعه تقـاص بُْـغض و آهم سنـگ اسـت،

هرلحظه دلـم برای صـحنت تنـگ است،

جـُز مـن به همه کـرببلا بـخشیدی،

زائـر نـشدن برای نـوکر ننـگ است...

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢٩ | ٩:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

شب جمعه اگرم نیست مسیر حرمش


سر بامى روم و داد کشم از کرمش


دست بر سینه گذارم و سلامى دهمش


مى کنم یاد غم و محنت و رنج و المش


گویم ارباب تو در سینه ما جا دارى


آنچه خوبان همه دارند تو یکجا دارى

 

 

عکس:سوغات یک دوست از کربلا



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱٤ | ٤:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

بیابانی سوزان

نبرد با رزم جامه هایی سنگین و داغ

نبردی نا برابر



شمارِ یاران ، کم

در برابر سپاهی عظیم



رقص شمشیرها

پرتاب نیزه ها و تیرها

افتادن دست ها

تهی شدن مشک ها

بریدن سر ها

شکافتن فرق ها

بدن های ارباً اربا

و حنجر بریده از قفا



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۱۱ | ٤:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

خواستم درباره ی حیرانی و سرگردانی مان در روز عاشورا بنویسم

خواستم درباره ی اندوه و سنگینی این داغ درسینه ها یمان بنویسم

 

خواستم درباره ی عظمت صبر عمه سادات بنویسم خواستم درباره ی بی قراری و دلشوره اهل حرم بنویسم خواستم ..



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۸/۸ | ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٤ | ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل
اگر حسین یکی از ما بود، علم و بیرق او را و یادبودش را در هر نقطه از زمین برپا می کردیم و تمام مردمان را به مسیحیت دعوت می کردیم
 
پژوهشگر مسیحی - آنتونیو بارا
اگر حسین برای ارضای خواسته های دنیوی خویش جنگیده بود، من نمی فهمم چرا خواهر، همسر و فرزندانش را همراه خود برد. این دلالت دارد بر اینکه او فقط برای اسلام فداکاری نمود



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٤ | ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

کل ارض کربلا...

اما نفسمان...

در نفس ما هم کربلائیست که در کربلای درونمان با سپاه عظیمی از یزیدیان روبروئیم...

که با تیر و سنان و دشنه مارا هدف گرفته اند... ...

مغلوب میشویم و گناه میکنیم،

هرگاه که در درونمان از گستره ولایت الهی اهل بیت خارج می شویم

و ریسمان الهی را رها می کنیم

و سلطه ی حکومت طاغوتی ارباب شیاطین را به هوا و هوس و چه چه می خریم...

آنگاه

گناه می کنیم .

چه سخت است روزی بگویند: عمری در درونتان مقابل سپاه حسین شمشیر کشیده اید...

به قیمت لذت گناه!!!

دیگر به چه ادعا میکنید؟؟؟

__________________

هر روز یک گناه کمتر ...تا یک قدم به اربابمان نزدیکتر

السلام علیک یا ایها الاربابــــ

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٤ | ۱:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

 

ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ "ﻋﻠــﻲ(ﻉ)" ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ

◀ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ▶

ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ؛

 

ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ "ﺣﺴﻴـــﻦ(ﻉ)" ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ

◀ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ▶

ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ؛

 

ﻭﺍﻱ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﻣﻬـــﺪﻱ(عج) ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ،

◀◀ﻟﻌﻨﺘﻤﺎﻥ میکنند▶▶

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢ | ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

یک سال "مروان بن حکم" که از طرف معاویه حاکم مدینه بود، به وى نوشت:
"عمرو بن عثمان گزارش کرده است که، گروهى از رجال و شخصیتهاى عراق و حجاز نزد حسین بن على (ع) رفت و آمد مى‏کنند» و اظهار کرده است که،

«اطمینان ندارد حسین قیام نکند."

مروان در نامه خود اضافه مى‏ کرد که:
"من در این باره تحقیق کرده ‏ام، طبق اطلاعات رسیده او فعلا قصد قیام و مخالفت ندارد، ولى اطمینان ندارم که در آینده نیز چنین باشد، اینک نظر خود را در این باره بنویسید".

معاویه، پس از دریافت این گزارش، علاوه بر پاسخ نامه مروان، نامه ‏اى نیز به این مضمون به حسین بن على(ع) نوشت:

«گزارش پاره ‏اى از کارهاى تو به من رسیده است که اگر صحت داشته باشد من آنها را شایسته تو نمى‏ دانم.
سوگند به خدا هر کس پیمان و معاهده ‏اى ببندد، باید به آن وفادار باشد و اگر این گزارش صحت نداشته باشد، تو سزاوارترین شخص براى چنین وضعى هستى. اینک مواظب خود باش و به عهد و پیمان خود وفا کن.

اگر با من مخالفت کنى با مخالفت روبرو مى‏شوى و اگر بدى کنى بدى مى‏بینى، از ایجاد اختلاف میان امت بپرهیز...»

 امام حسین (ع) در پاسخ او چنین نوشت:



ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۸/٢ | ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

حسینی بشوید نه هیئتی!

زیرا اگر گرم هیئت بشوید

حسینتان را آنگونه که خود دوست دارید و باب میلتان
است میسازید

و هرکس با میل شمامخالف باشد میگویید

باحسین(ع) مخالف است

ولی اگر حسینی باشید هیئت و رفتارتان را برمبنای حسین میسازید!

هیئتی شدن کاری ندارد

کافیست ریش بگذارید و با پیراهن مشکی ازاین هیئت به آن هیئت بروید!

  حسینی شدن است که مشکل است.

 



تاريخ : ۱۳٩۳/٧/٢٢ | ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

ایـن خـبر رآ برسـآنید به کنعآنے ها ‌...

 

بوے پیرآهن خونین کسے مے آیـــد!.

 




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢٢ | ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

و آمریکا مراسم روضه گرفته بودیم

شب اول ی سیاه پوست هم اومد مراسم

براش ی مترجم گذاشتیم

شبای بعد همین جور هی تعداد سیاه پوست ها زیاد میشد تا مجبور شدیم
ی جای دیگه رو هم برا مراسم بگیریم

شب آخر 150 تا سیاه پوست گفتن که میخوان شیعه بشن!

پرسیدم برا چی میخواهین شیعه بشین؟!

همه نگاه کردن به سیاه پوستی که شب اول اومده بود روضه!

ازش پرسیدم برا چی شیعه؟!!

گفت شب اول ی تیکه از روضه جون رو خوندی غلام سیاه امام حسین

همونی که موقعی که وقتی امام حسین سرش رو گذاشت رو پای خودش سه بار سرش رو انداخت گفت جایی که سر علی اکبر بوده جای سر جون نیست!!

ولی امام حسین سرش رو گذاشت رو پاهاش و جون شهید شد!!

من رفتم به این سیاه پوستا گفتم بیاید که دینی رو پیدا کردم

 

که توش سیاه و سفید فرقی نداره

 

منبع:کلمات عاشقانه خدا




تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۱٦ | ۱:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : راحیل

چند سخن گهربار از مولایم امام حسین ...

 



ادامه مطلب

به گزارش مشرق، آیت الله آقا مجتبی تهرانی (که روانش شاد باد) در جلسات خود

به شرح و تفسیر حدیث می پرداخت و بر این کار مداومت داشت. به مناسبت

سالروز میلاد امام حسین (که درود خدا بر او باد) دو حدیث امام از کتاب

بحارالانوار را با شرح آقا مجتبی تهرانی در ادامه می خوانید.

روایت شده که حسین بن علی(ع) در دعایش می فرمود:

«اللَّهُمَّ لَا تَسْتَدْرِجْنِی بِالْإِحْسَانِ وَ لَا تُؤَدِّبْنِی بِالْبَلَاءِ.»

 




ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۱٠ | ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

 

عطر نفس بقیه الله آمد

 

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین (ع)

 

یک  ماه و سه  خورشید در این ماه آمد

 




ادامه مطلب