تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٢٩ | ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : راحیل

نعمتت بار خدایا ز عدد بیرونست

شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار

این همه پرده که بر کردهٔ ما می‌پوشی

گر به تقصیر بگیری نگذاری دیار

ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟

تاب قهر تو نیاریم خدایا زنهار

فعلهایی که ز ما دیدی و نپسندیدی

به خداوندی خود پرده بپوش ای ستار

سعدیا راست روان گوی سعادت بردند

راستی کن که به منزل نرود کجرفتار

حبذا عمر گرانمایه که در لغو برفت

یارب از هر چه خطا رفت هزار استغفار

 

 

درد پنهان به تو گویم که خداوند منی

 

یا نگویم که تو خود مطلعی بر اسرار

 

 


یه بار تو کلاس بودم که 

استاد اخلاق برگشتن و گفتن سعی کنید ذکر یا غفار رو بیشتر از یا ستار بگین

 

گفتن وقتی یا ستار میگید خداوند مهربان پرده پوشی میکنه بر گناهان

 

و این گناهان فقط بین شما و خدا دیده میشه


و چـه میکشه بنــده موقعی که این گناهان بین خودش و پروردگارش دیده میشه (

همون خجالت و شرم کار خودشو میکنه)

 

 

اما وقتی ذکر یا غفار رو میگید  خـدای مهربان ما  گناهان رو میبـخشه

 و زمینه فر اموشی اون گناه رو برا ی بنده فراهم میکنه

 

چه خــدای مهربانی داریم

 

خــدایا دوستت دارم

 

 

 

متن کامل شعر بالا:قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار

http://ganjoor.net/saadi/mavaez/ghasides/sh25/